1. نیست شو
من ذره و خورشید لقائی تو مرا
بیمار غمم عین دوائی تو مرا
بیبال و پراندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربائی تو مرا
ای دوست به دوستی قرینیم ترا
هرجا که قدم نهی زمینیم ترا
در مذهب عاشقی روا کی باشد
عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا
امروز من و جام صبوحی در دست
میافتم و میخیزم و میگردم مست
با سرو بلند خویش من مستم و پست
من نیست شوم تا نبود جز وی هست
آهنگساز
حسام
ناصری
شعر
مولانا
متن آهنگ:
بیمار غمم عین دوائی تو مرا
بیبال و پراندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربائی تو مرا
ای دوست به دوستی قرینیم ترا
هرجا که قدم نهی زمینیم ترا
در مذهب عاشقی روا کی باشد
عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا
امروز من و جام صبوحی در دست
میافتم و میخیزم و میگردم مست
با سرو بلند خویش من مستم و پست
من نیست شوم تا نبود جز وی هست
2.بوی گیسو
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنا رویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بی دریغ آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرین مویی مرا دیوانه یاسمن بویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
آهنگساز
حسام
ناصری
شعر
واقف لاهوری
متن آهنگ:
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنا رویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بی دریغ آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرین مویی مرا دیوانه یاسمن بویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
3. همگناه
من تفنگی شده ام رو به نبودن هایت
رو به یک پنجره در جمعیت تنهایت
فکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم
بی هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم
خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت
قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت
موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد
حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد
از دلم دور شدی فکر تو آمدم به سرم
خواب میبینمت از خواب نباید بپرم
خواب پرواز تو با نامه ی خیسی در مشت
تو نباشی غم این عصر مرا خواهد کشت
عصر تلخی که به جز خاطره ای قرمز نیست
عصر تلخی که به جز ترس خداحافظ نیست
یک دوراهیست که از گریه به دریا برسم
به تو تنها برسم یا به تو تنها برسم
خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت
قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت
موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد
حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
حسین غیاثی
متن آهنگ:
رو به یک پنجره در جمعیت تنهایت
فکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم
بی هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم
خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت
قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت
موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد
حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد
از دلم دور شدی فکر تو آمدم به سرم
خواب میبینمت از خواب نباید بپرم
خواب پرواز تو با نامه ی خیسی در مشت
تو نباشی غم این عصر مرا خواهد کشت
عصر تلخی که به جز خاطره ای قرمز نیست
عصر تلخی که به جز ترس خداحافظ نیست
یک دوراهیست که از گریه به دریا برسم
به تو تنها برسم یا به تو تنها برسم
خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت
قهر نه دوری تو قلب مرا بی گله کشت
موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد
حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد
4.خیال خوش
تو آه منی اشتباه منی چگونه هنوز از تو میگویم
تو همسفر نیمه راه منی چگونه هنوز از تو میگویم
پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم
گناه منی بی گناه منی که بار غمت مانده بر دوشم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی
غریبه ترین آشنای توام که میکشدم این فراموشی
تمام منی ناتمام منی چه بغض بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
حسین غیاثی
متن آهنگ:
تو همسفر نیمه راه منی چگونه هنوز از تو میگویم
پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم
گناه منی بی گناه منی که بار غمت مانده بر دوشم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی
غریبه ترین آشنای توام که میکشدم این فراموشی
تمام منی ناتمام منی چه بغض بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
5. مرا ببخش
مرا به خاطر دل شکسته ام ببخش
مرا که از ندیدن تو خسته ام ببخش
اگر به انتظار تو نشسته ام هنوز
به دیگری اگر که دل نبسته ام ببخش
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام
اگر تو را نبردم از یاد
ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته ام
به آرزوی رفته بر باد
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
سکوت قبل رفتنت نماندنت ندیدنت
مرا به این جنون کشیده
چه حسرتی است بر دلم که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
حسین
غیاثی
متن آهنگ:
مرا که از ندیدن تو خسته ام ببخش
اگر به انتظار تو نشسته ام هنوز
به دیگری اگر که دل نبسته ام ببخش
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام
اگر تو را نبردم از یاد
ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته ام
به آرزوی رفته بر باد
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
سکوت قبل رفتنت نماندنت ندیدنت
مرا به این جنون کشیده
چه حسرتی است بر دلم که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
6.شیدا
ای خنده ی تو دورترین خاطره ی من دیدار تو نایاب ترین
منظره ی من
ای دوری تو نیمه ی تاریک جهانم دلتنگی تو آتش افتاده به
جانم
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی
شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال
تماشای تو باشم
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و
پرواز تو بودی
عشق آمد و آماده ی رنج سفرم کرد هر سو که دویدم به تو
نزدیکترم کرد
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
غلامرضا طریقی
متن آهنگ:
ای دوری تو نیمه ی تاریک جهانم دلتنگی تو آتش افتاده به جانم
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و پرواز تو بودی
عشق آمد و آماده ی رنج سفرم کرد هر سو که دویدم به تو نزدیکترم کرد
7. ساز و آواز
درد دل من دواش میدانی تو میزد
سوز دل من سزاش میدانی تو
من غرق گنه پرده عصیان در پیش
پنهان چه کنم که فاش میدانی تو
ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست
درد تو بجان خسته داریم ای دوست
گفتی که به دلشکستگان نزدیکم
ما نیز دل شکسته داریم ای دوست
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم توبه
هنوز عشق تو امید بخش جان من است
خوشا غمی خوشا غمی که ازو شادی جهان من است
در حضرت تو توبه شکستم صدبار
زین توبه که صد بار شکستم توبه
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
ابوسعید ابوالخیر
متن آهنگ:
سوز دل من سزاش میدانی تو
من غرق گنه پرده عصیان در پیش
پنهان چه کنم که فاش میدانی تو
ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست
درد تو بجان خسته داریم ای دوست
گفتی که به دلشکستگان نزدیکم
ما نیز دل شکسته داریم ای دوست
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم توبه
در حضرت تو توبه شکستم صدبار
زین توبه که صد بار شکستم توبه
8.شوشتری
آهنگساز
حسام ناصری
بیکلام
9. مست عشق
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم
نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم
چه کنم دور زمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
چه خوشی عشق چه مستی
چو قدح بر کف دستی
خُنُک آنجا که نشستی
خُنُک آن دیده ی جان را
ز تو هر ذره جهانی
ز تو هر قطره چو جانی
چو ز تو یافت نشانی
چه کنم نام و نشان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
مرده بُدم مرده بُدم زنده شدم زنده شدم
گریه بُدم گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
ز همه خلق رمیدم
ز همه باز رهیدم
نه نهانم نه پدیدم
چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم
سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم
چه کنم تیر و کمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
مولانا
متن آهنگ:
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم
نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم
چه کنم دور زمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
چه خوشی عشق چه مستی
چو قدح بر کف دستی
خُنُک آنجا که نشستی
خُنُک آن دیده ی جان را
ز تو هر ذره جهانی
ز تو هر قطره چو جانی
چو ز تو یافت نشانی
چه کنم نام و نشان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
مرده بُدم مرده بُدم زنده شدم زنده شدم
گریه بُدم گریه بُدم خنده شدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
ز همه خلق رمیدم
ز همه باز رهیدم
نه نهانم نه پدیدم
چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم
سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم
چه کنم تیر و کمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
10.بیگناه
تو خنده ی دوری در یاد
تو قاصدکی دور از باد
من زخمیِ قبل از مردن
من ساکتِ قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد
عکسی که پر از رویا بود
در خاطره ای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم
از سینه ی دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
باید که شبی برسی به قرارم
ایمان منی به خدا نسپارم
می ترسم از این که زمان نگذارد
چون دسته گلی برسی به مزارم
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
حسین غیاثی
متن آهنگ:
تو قاصدکی دور از باد
من زخمیِ قبل از مردن
من ساکتِ قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد
عکسی که پر از رویا بود
در خاطره ای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم
از سینه ی دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
باید که شبی برسی به قرارم
ایمان منی به خدا نسپارم
می ترسم از این که زمان نگذارد
چون دسته گلی برسی به مزارم
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
11. پل
من به دستان تو پل بستم به زیبا تر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
از تو میخواهم خودت مثل باران از بهار
از تو میخواهم قرار روز های بی قرار
هیچ کس در من جنونم را به تو باور نکرد
هیچ کس حال من دیوانه را بهتر نکرد
ای که از تو باز هم زلف پریشان خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من همانم که اگر مستم تویی در ساغرم
من از آنی که تو در من ساختی ویرانترم
من به دستان تو پل بستم به زیبا تر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
احمد امیرخلیلی
متن آهنگ:
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
از تو میخواهم خودت مثل باران از بهار
از تو میخواهم قرار روز های بی قرار
هیچ کس در من جنونم را به تو باور نکرد
هیچ کس حال من دیوانه را بهتر نکرد
ای که از تو باز هم زلف پریشان خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من همانم که اگر مستم تویی در ساغرم
من از آنی که تو در من ساختی ویرانترم
من به دستان تو پل بستم به زیبا تر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
12. پرواز قوها
ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﻛﻪ درﻳﺎ ﻧﺪاره ﻛﻪ ﺑﻰ ﺗﻮ ﻏﺮوﺑﻢ ﺗﻤﺎﺷﺎ
ﻧﺪاره
ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﭘﺮ از ﺟﺎی ﺧﺎﻟﻰ ﭘﺮ از آرزوی ﻳﻪ ﺟﺸﻦ
ﺧﻴﺎﻟﻰ
ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم ﺑﻪ ﻳﻪ ﺧﻮاب راﺣﺖ واﺳﻪ
ﺧﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم
ﺑﺎ ﻳﻪ ﺑﺎﻟﺶ ﭘَﺮ ﭘُﺮ از آرزوﻫﺎ ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ ﭘﺮواز
ﻗﻮﻫﺎ
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ از ﺳﺮ
ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ
ﻧﮕﻮ ﭼﻰ گذشت و ﻧﮕﻮ ﭼﻰ ﻛﺸﻴﺪﻳﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺷﺐ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﺧﺪا رو ﭼﻪ
دﻳﺪی
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺟﻮن ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺷﺎﻳﺪ دﺳﺘﺘﻮ زﻳﺮ ﺑﺎرون
ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺗﻮ ﺷﺎﻳﺪ دوﺑﺎره ﺑﻪ دادم رﺳﻴﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﺪا رو ﭼﻪ
دﻳﺪی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته که دلتنگی راه نفس هاشو
بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم تو نیستی و راهی به جایی
ندارم
چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم پریدیم و هر بار به دیوار
خوردیم
خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت غمامو بغل کن شاید خنده
برگشت
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
حسین غیاثی
متن آهنگ:
ﻣﻦ اون ﺷﻬﺮ دورم ﭘﺮ از ﺟﺎی ﺧﺎﻟﻰ ﭘﺮ از آرزوی ﻳﻪ ﺟﺸﻦ ﺧﻴﺎﻟﻰ
ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم ﺑﻪ ﻳﻪ ﺧﻮاب راﺣﺖ واﺳﻪ ﺧﺴﺘﮕﻰ ﻫﺎم
ﺑﺎ ﻳﻪ ﺑﺎﻟﺶ ﭘَﺮ ﭘُﺮ از آرزوﻫﺎ ﭼﻘﺪر ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم ﺑﻪ ﭘﺮواز ﻗﻮﻫﺎ
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﭘﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ
ﻧﮕﻮ ﭼﻰ گذشت و ﻧﮕﻮ ﭼﻰ ﻛﺸﻴﺪﻳﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺷﺐ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی
ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺟﻮن ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺷﺎﻳﺪ دﺳﺘﺘﻮ زﻳﺮ ﺑﺎرون ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺗﻮ ﺷﺎﻳﺪ دوﺑﺎره ﺑﻪ دادم رﺳﻴﺪی ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻨﺪه ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﺪا رو ﭼﻪ دﻳﺪی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته که دلتنگی راه نفس هاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم تو نیستی و راهی به جایی ندارم
چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت غمامو بغل کن شاید خنده برگشت
13. روزگار غریب
روزگار غریبیست نازنین
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دوستت
دارم
دلت را میبویند دلت را میبویند مبادا شعله ای در آن نهان
باشد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست نازنین آن که بر در میکوبد
شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
به اندیشیدن خطر مکن
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
احمد شاملو، حمید خلف بیگی
متن آهنگ:
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می بویندمبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام، به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
به اندیشیدن خطر مکن
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
تنظیم قطعات برای ارکستر
نوازنده پیانو و سازهای الکترونیک
نوازنده پیانو و سازهای الکترونیک
حسام ناصری
ویولن 1
سامان صمیمی
امین عطایی
بهار فلسفی
ویولن 2
آرش جامع
نگار فرجی
رابین نورانی
ویولا
طناز اسدالهی
الهام عادلیزاده
ویولنسل
مسعود فیروزینژاد
محمدحسین غریبی
گیتار باس
دارا دارایی
تار و سه تار
هومن مهدویان
ساز های کوبه ای
فرزین صالحی
زکریا یوسفی
ابوا
حسام صدفی نژاد
فلوت
شقایق صادقیان
هورن
نرگس تقیپور
همخوان
نگین گودرزی
مجری طرح
محمدرضا حسینزاده
مدیر اجرایی
سیدعلیاصغر رضوی
مدیر مالی و پشتیبانی
مهدی بستانیان
کارگردان
وحید امینی
طراحی و مهندسی صدا
آرش پاکزاد
طراحی معماری
امیرحسین اشعری
طراح صحنه
مهدی مقدم
وحید امینی
طراحی ویژوال و ویدیو مپینگ
مهدی مقدم
طراح نور
علیرضا نصرتی
طراح و مدیر هنری بصری
مصطفی خادم صادق
گرافیک هویت دیداری
استدیو خادم صادق و همکاران
طراح گریم
میثم قراگزلو
کارگردان تلوزیونی
آرشام هوشیاری
کارگردان مستند
مصطفی حاجی قاسمی
مدیر فنی صدا
حامد بیک
مدیر تولید
مهیار حسینزاده
مدیر روابط عمومی
نغمه دانش آشتیانی
ناظر عالی اجرای سازه
موسی کلهری
طراحی صنعتی و ساخت سازه
سازه گستر مدحت
مدیر اجرای دکور و جایگاه مخاطبان
ابراهیم لطفی
اجرای دکور
محمد پناهی
اجرای سازههای محیطی
میثم شهبازی
فرشید سرلک
اجرای ویدیو مپینگ
خشایار نشوی
اجرای نور
آرش طاهری
اجرای ویدیووال
مهدی صالحی
گروه تصویر برداری
علیرضا نادری
سعید جراح
وحید اجرلو
سهیل معصومی
عماد مهرپویا
گروه مهندسی فنی تصویر
محمد میرفتاح
علی داوری
علی مهرپرور
مهدی حسینی
محمد علی آقامیری
گروه صدا
علی حیدری
بهرام مهمان دوست
حسین توحیدی
فرزان روزبهانی
حمید شفیعیه
گروه دکور
علیرضا قدرتی
فیروز پیرمحمدی
محسن سلیمی پور
صفر نیکوئی
اسماعیل جنت آبادی
رسول بنیئی
گروه ویدیو مپینگ
محمد رحیمی
عرفان علایی
مهبد توسلی
علی مقدم
ابوالفضل کاشفی
علیرضا کاشفی
ابوذر کاشفی
گروه نور
ایمان حیدری
امیر ملکزاده
مصطفی احدپور
سیامک منصوری فرد
پوریا محسنی
امیرحسین سیر
دانیال شورج
امیر پیران
پوریا طالبی
گروه ویدیووال
امیرحسین نورعلی
دادمهر میرعالی
مسعود قائمی
محمدامین اسفندیار
گروه مستند
مریم الهامیان
ابراهیم آذرخشی
مسلم گودرزی
حسن سیدی پریشان
مهراد امین
گروه تولید
سیاوش صالحی
شهرام حسین زاده
علی نودهی
دستیاران کارگردان
عرفان بابایی
محسن رضاییان
دستیار روابط عمومی
مریم قربانینیا
مدیر تبلیغات
وحید لشکری
آژانس هنری چارت
محتوای تصویری و تبلیغات
هانیه نقوی
علی حصاری
محمدرضا چراغی
حسن کوچکی
عکاس
مهدی نقاش زاده
فتاح ذی نوری
عکاس صحنه
سمیرا معصومیان
نوید نوروزی
موسسه فرهنگی هنری شهر آفتاب
مجتبی خباز
علیرضا عمادی
فریبا گودرزی
مهرداد عباسی
سارا سیری
صدف زارع
فاطمه عباسی
محمدباقر شهابی
مجید عسکری
رامین شعبانی
فرشید نیک منش
مهدی نوبخت
مجتبی جهاندیده
خانه تولید اثر
مریم سعیدیان
مریم معین
نفیسه کیارستمی
سعید قنبری
منیژه احمدی
مهسا جورابدوزان
لیلا ذولعلی
وسیم جوانمرد
ایران تیک
محمدسامان بابائی
محسن باقری
احسان شاکریپور
مهدی ربیع
علی زمانی
سعید سلیمی
امیرمحمد دولت آبادی
شهرزاد رحیمی
مونا کاشی
پارمیدا طاهری
مهدیه سراجی
محمد احمدی
میلاد محمدی
نیوشا جولانی
مدیر تشریفات
بابک بیات
مهندسی ارتباطات شبکه
محسن ملتمسی
وب سایت و بروشور الکترونیک
شرکت آدرین
ارتباط
برنامه ریز
آیدا افتخاری
مدیر ارکستر
مهسا نعمت
مدیر صحنه
سمانه عامری
دستیار صحنه
درسا افشین
با سپاس از
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وزارت کشور
استانداری بوشهر
شورای تامین استان بوشهر
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر
اداره کل ورزش و جوانان بوشهر
دفتر موسیقی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی
فرماندهی انتظامی استان بوشهر
ورزشگاه شهید مهدوی