1.نیست شو
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بی بال و پر اندر پی تو می پرم
بی بال و پر اندر پی تو می پرم
من که شده ام، من که شده ام چو کهربائی تو مرا
ای دوست، ای دوست
ای دوست به دوستی قرینیم تو را
هر جا که قدم نهی زمینیم تو را
در مذهب عاشقی روا کی باشد، روا کی باشد
عالم به تو بینیم و نبینیم تو را
امروز من و جام صبوحی در دست
می افتم و میخیزم و میگردم مست
با سرو بلند خویش من مستم و پست
من نیست شوم تا، من نیست شوم تا نبود جز وی هست
آهنگساز
حسام
ناصری
شعر
مولانا
متن آهنگ:
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بی بال و پر اندر پی تو می پرم
بی بال و پر اندر پی تو می پرم
من که شده ام، من که شده ام چو کهربائی تو مرا
ای دوست، ای دوست
ای دوست به دوستی قرینیم تو را
هر جا که قدم نهی زمینیم تو را
در مذهب عاشقی روا کی باشد، روا کی باشد
عالم به تو بینیم و نبینیم تو را
امروز من و جام صبوحی در دست
می افتم و میخیزم و میگردم مست
با سرو بلند خویش من مستم و پست
من نیست شوم تا، من نیست شوم تا نبود جز وی هست
2.بوی گیسو
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنا رویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بی دریغ آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرین مویی مرا دیوانه یاسمن بویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
آهنگساز
حسام
ناصری
شعر
واقف لاهوری
متن آهنگ:
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنا رویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بی دریغ آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرین مویی مرا دیوانه یاسمن بویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
3.پل
من به دستان تو پل بستم به زیباتر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
از تو میخواهم خودت را مثل باران از بهار
از تو میخواهم قرار روز های بی قرار
هیچکس در من جنونم را به تو باور نکرد
هیچکس حال من دیوانه را بهتر نکرد
ای که از تو باز هم زلف پریشان خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من همانم که اگر مستم تویی در ساغرم
من از آنی که تو در من ساختی ویران ترم
من به دستان تو پل بستم به زیباتر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
آهنگساز
حسام
ناصری
شعر
احمد امیر خلیلی
متن آهنگ:
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
از تو میخواهم خودت را مثل باران از بهار
از تو میخواهم قرار روز های بی قرار
هیچکس در من جنونم را به تو باور نکرد
هیچکس حال من دیوانه را بهتر نکرد
ای که از تو باز هم زلف پریشان خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من همانم که اگر مستم تویی در ساغرم
من از آنی که تو در من ساختی ویران ترم
من به دستان تو پل بستم به زیباتر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
4.خیال خوش
تو آه منی اشتباه منی چگونه هنوز از تو میگویم
تو همسفر نیمه راه منی چگونه هنوز از تو میگویم
پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم
گناه منی بی گناه منی که بار غمت مانده بر دوشم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی
غریبه ترین آشنای توام که میکشدم این فراموشی
تمام منی ناتمام منی چه بغض بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
حسین غیاثی
متن آهنگ:
تو همسفر نیمه راه منی چگونه هنوز از تو میگویم
پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم
گناه منی بی گناه منی که بار غمت مانده بر دوشم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی
غریبه ترین آشنای توام که میکشدم این فراموشی
تمام منی ناتمام منی چه بغض بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
5.مرا ببخش
مرا به خاطر دل شکسته ام ببخش
مرا که از ندیدن تو خسته ام ببخش
اگر به انتظار تو نشسته ام هنوز
به دیگری اگر که دل نبسته ام ببخش
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام
اگر تو را نبردم از یاد
ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته ام
به آرزوی رفته بر باد
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
سکوت قبل رفتنت نماندنت ندیدنت
مرا به این جنون کشیده
چه حسرتی است بر دلم که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
حسین
غیاثی
متن آهنگ:
مرا که از ندیدن تو خسته ام ببخش
اگر به انتظار تو نشسته ام هنوز
به دیگری اگر که دل نبسته ام ببخش
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام
اگر تو را نبردم از یاد
ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته ام
به آرزوی رفته بر باد
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
سکوت قبل رفتنت نماندنت ندیدنت
مرا به این جنون کشیده
چه حسرتی است بر دلم که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
6.شیدا
ای خنده ی تو دورترین خاطره ی من دیدار تو نایاب ترین
منظره ی من
ای دوری تو نیمه ی تاریک جهانم دلتنگی تو آتش افتاده به
جانم
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی
شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال
تماشای تو باشم
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و
پرواز تو بودی
عشق آمد و آماده ی رنج سفرم کرد هر سو که دویدم به تو
نزدیکترم کرد
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
غلامرضا طریقی
متن آهنگ:
ای دوری تو نیمه ی تاریک جهانم دلتنگی تو آتش افتاده به جانم
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و پرواز تو بودی
عشق آمد و آماده ی رنج سفرم کرد هر سو که دویدم به تو نزدیکترم کرد
7.ساز و آواز
آهنگساز
حسام ناصری
8.شوشتری
آهنگساز
حسام ناصری
9.مست عشق
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم
نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم
چه کنم دور زمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
چه خوشی عشق چه مستی
چو قدح بر کف دستی
خُنُک آنجا که نشستی
خُنُک آن دیده ی جان را
ز تو هر ذره جهانی
ز تو هر قطره چو جامی
چو ز تو یافت نشانی
چه کنم نام و نشان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
مرده بُدم مرده بُدم زنده شدم زنده شدم
گریه بُدم گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
ز همه خلق رمیدم
ز همه باز رهیدم
نه نهانم نه پدیدم
چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم
سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم
چه کنم تیر و کمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
مولانا
متن آهنگ:
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم
نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم
چه کنم دور زمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
چه خوشی عشق چه مستی
چو قدح بر کف دستی
خُنُک آنجا که نشستی
خُنُک آن دیده ی جان را
ز تو هر ذره جهانی
ز تو هر قطره چو جامی
چو ز تو یافت نشانی
چه کنم نام و نشان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
مرده بُدم مرده بُدم زنده شدم زنده شدم
گریه بُدم گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
ز همه خلق رمیدم
ز همه باز رهیدم
نه نهانم نه پدیدم
چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم
سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم
چه کنم تیر و کمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
10.گیسوی باران
تویی تنها ولی زیبا
منم تنها ولی عاشق
در این باران تاریکی تویی تنها شب روشن
تو تنها چاره ام بودی میان بی قراری ها
تو تنها دلخوشی بودی برای زندگی کردن
کنار تو جهان کوچکم لبریز زیباییست
بدون تو ولی مانند هر پاییز غمگینم، غمگینم
نپرس اینکه چرا دور از تو من هر روز می میرم
برای امتحان دوری تو مرگ، تمرین است، تمرین است
شباهت های ما باران که می بارد تماشاییست
که تو گیسوی تر داری و من چشمان تر دارم
فراموشم نکن حتی اگر دوری یا نزدیکی
من از دلتنگی فردای تو امشب خبر دارم
کنار تو جهان کوچکم لبریز زیباییست
بدون تو ولی مانند هر پاییز غمگینم، غمگینم
نپرس اینکه چرا دور از تو من هر روز می میرم
برای امتحان دوری تو مرگ، تمرین است، تمرین است
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
امیرعلی سلیمانی
متن آهنگ:
منم تنها ولی عاشق
در این باران تاریکی تویی تنها شب روشن
تو تنها چاره ام بودی میان بی قراری ها
تو تنها دلخوشی بودی برای زندگی کردن
کنار تو جهان کوچکم لبریز زیباییست
بدون تو ولی مانند هر پاییز غمگینم، غمگینم
نپرس اینکه چرا دور از تو من هر روز می میرم
برای امتحان دوری تو مرگ، تمرین است، تمرین است
شباهت های ما باران که می بارد تماشاییست
که تو گیسوی تر داری و من چشمان تر دارم
فراموشم نکن حتی اگر دوری یا نزدیکی
من از دلتنگی فردای تو امشب خبر دارم
کنار تو جهان کوچکم لبریز زیباییست
بدون تو ولی مانند هر پاییز غمگینم، غمگینم
نپرس اینکه چرا دور از تو من هر روز می میرم
برای امتحان دوری تو مرگ، تمرین است، تمرین است
11.بی گناه
تو خنده ی دوری در یاد
تو قاصدکی دور از باد
من زخمیِ قبل از مردن
من ساکتِ قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد
عکسی که پر از رویا بود
در خاطره ای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم
از سینه ی دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
باید که شبی برسی به قرارم
ایمان منی به خدا نسپارم
می ترسم از این که زمان نگذارد
چون دسته گلی برسی به مزارم
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
بامداد امینی
متن آهنگ:
تو قاصدکی دور از باد
من زخمیِ قبل از مردن
من ساکتِ قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد
عکسی که پر از رویا بود
در خاطره ای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم
از سینه ی دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
باید که شبی برسی به قرارم
ایمان منی به خدا نسپارم
می ترسم از این که زمان نگذارد
چون دسته گلی برسی به مزارم
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
12.پرواز قوها
من اون شهر دورم که دریا نداره که بی تو غرو بم تماشا نداره
من اون شهر دورم پر از جای خالی پر از آرزوی یه جشن خیالی
چقدر فکر کردم به دلبستگی هام به یه خواب راحت واسه خستگی هام
با یه بالش پر پر از آرزوها چقدر فکر کردم به پرواز قوها
خدا رو چه دیدی شاید پر گرفتیم شاید خنده هامونو از سر گرفتیم
نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم شاید شب تموم شد خدا رو چه دیدی
خدا رو چه دیدی شاید جون گرفتم شاید دستتو زیر بارون گرفتم
تو شاید دوباره به دادم رسی دی شاید خنده برگشت خدا رو چه دیدی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته که دلتنگی راه نفس هاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم تو نیستی و راهی به جایی ندارم
چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت غمامو بغل کن شاید خنده برگشت
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
حسین غیاسی
متن آهنگ:
من اون شهر دورم پر از جای خالی پر از آرزوی یه جشن خیالی
چقدر فکر کردم به دلبستگی هام به یه خواب راحت واسه خستگی هام
با یه بالش پر پر از آرزوها چقدر فکر کردم به پرواز قوها
خدا رو چه دیدی شاید پر گرفتیم شاید خنده هامونو از سر گرفتیم
نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم شاید شب تموم شد خدا رو چه دیدی
خدا رو چه دیدی شاید جون گرفتم شاید دستتو زیر بارون گرفتم
تو شاید دوباره به دادم رسی دی شاید خنده برگشت خدا رو چه دیدی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته که دلتنگی راه نفس هاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم تو نیستی و راهی به جایی ندارم
چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت غمامو بغل کن شاید خنده برگشت
13.روزگار غریب
روزگار غریبیست نازنین
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دوستت
دارم
دلت را میبویند دلت را میبویند مبادا شعله ای در آن نهان
باشد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست نازنین آن که بر در میکوبد
شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
به اندیشیدن خطر مکن
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
احمد شاملو، حمید خلف بیگی
متن آهنگ:
روزگار غریبی است نازنیندهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می بویندمبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام، به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
به اندیشیدن خطر مکن
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
پیانو و سازهای الکترونیک
حسام ناصری
ویولن
سامان صمیمی
امین عطایی
نگار فرجی
ویولا
طناز اسدالهی
ویولنسل
مسعود فیروزی
گیتار باس
دارا دارایی
تار و سه تار
هومن مهدویان
ساز های کوبه ای
شایان ریاحی
زکریا یوسفی
ابوا
حسام صدفی
فلوت
آرتاشس گریگوریان
هورن
نرگس تقی پور
مدیر ارکستر
مهسا نعمت
مجری طرح
محمدرضا حسینزاده
مدیر اجرایی
سیدعلیاصغر رضوی
مدیر مالی و پشتیبانی
مهدی بستانیان
کارگردان
وحید امینی
طراحی و مهندسی صدا
آرش پاکزاد
طراحی معماری
امیرحسین اشعری
طراح صحنه
مهدی مقدم
وحید امینی
طراحی ویژوال و ویدیو مپینگ
مهدی مقدم
طراح نور
علیرضا نصرتی
طراح و مدیر هنری بصری
مصطفی خادم صادق
گرافیک هویت دیداری
استدیو خادم صادق و همکاران
طراح گریم
میثم قراگزلو
کارگردان تلوزیونی
آرشام هوشیاری
مدیر فنی صدا
حامد بیک
مدیر تولید
مهیار حسینزاده
مدیر روابط عمومی
نغمه دانش آشتیانی
ناظر عالی اجرای سازه
موسی کلهری
طراحی صنعتی و ساخت سازه
سازه گستر مدحت
مدیر اجرای دکور و جایگاه مخاطبان
ابراهیم لطفی
برنامه ریز
هانیه نقوی
مدیر کنترل کیفیت پروژه
مهدی ربیع
اجرای دکور
پوریا کاشف
اجرای سازههای محیطی
میثم شهبازی
اجرای ویدیو مپینگ
خشایار نشوی
اجرای نور
آرش طاهری
اجرای ویدیووال
حسین رستگاریان
گروه تصویر برداری
وحید میرجانی
محسن جاوید جهرمی
مرتضی بازیار
گروه مهندسی فنی تصویر
محسن رضاییان
گروه صدا
علی حیدری
ابوالفضل ضرابی زاده
مسعودرضا جنتی
حمید شفیعیه
گروه ویدیو مپینگ
ابوالفضل کاشفی
محمدمهدی قشم پور
گروه نور
محمد چای فروش
پوریا محسنی
سیامک منصوری فرد
امیر پیران قیداری
مصطفی احدپور
امیر ملک زاده
گروه ویدیووال
امیرحسین نورعلی
دادمهر میرعالی
مسعود قائمی
محمدامین اسفندیار
گروه تولید
سیاوش صالحی
محمدرضا فلاحی
رسول احمدی
دستیاران کارگردان
سمانه عامری
عرفان بابایی
مدیر تبلیغات
وحید لشکری
آژانس هنری چارت
محتوای تصویری و تبلیغات
شکیلا درودی
آرش شجاعی
شایان گنجی
حامد غریب
عکاس
مهدی نقاش زاده
فتاح ذی نوری
عکاس صحنه
زهره معصومی
موسسه فرهنگی هنری شهر آفتاب
مجتبی خباز
علیرضا عمادی
فریبا گودرزی
سارا سیری
محمدباقر شهابی
مجید عسکری
مهدی نوبخت
مجتبی جهاندیده
همکاران برگزاری اصفهان
هادی قندی
هاتف سروش
خانه تولید اثر
نفیسه کیارستمی
مهسا جورابدوزان
رضا صدر
علی نودهی
ایران تیک
محمدسامان بابائی
محسن باقری
سعید سلیمی
علی زمانی
امیرمحمد دولت آبادی
شهرزاد رحیمی
مونا حسن کاشی
عاطفه رزاقی
صفا غم خوار
مهدی خیراندیش
تشریفات
بابک بیات
مهدی بیات
مهران دربکوشکی
سعید اعتمادی
حسن حسن بیکی
فرزانه شمین
وب سایت و بروشور الکترونیک
شرکت آدرین
ارتباط
با سپاس از
وزارت کشور
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
استانداری اصفهان
شهرداری اصفهان
فرمانداری اصفهان
دفتر موسیقی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان
سازمان فرهنگی اجتماعی شهرداری اصفهان
شهرداری منطقه 6 اصفهان
شورای تامین استان اصفهان
فرماندهی انتظامی استان اصفهان
مدیران و کارکنان آمفی تئاتر پردیس هنر اصفهان
و قدردانی ویژه
بانک اقتصاد نوین
مدیریت و پرسنل محترم هتل آیریک اصفهان
محمد یمینی
فرید ناظر فصیحی
آرش اسماعیلی