1. عروج
مجنون و پریشان تو ام
دستم گیر دستم گیر
سرگشته و حیران تو ام دستم گیر
هر بی سر و پایی چو رسمی دارد
من بی سر و سامان تو ام
دستم گیر دستم گیر خدا دلم دستم گیر
آن یار که عهد دوست داری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا و خوابی است
آهنگساز
حسام
ناصری
متن آهنگ:
دستم گیر دستم گیر
سرگشته و حیران تو ام دستم گیر
هر بی سر و پایی چو رسمی دارد
من بی سر و سامان تو ام
دستم گیر دستم گیر خدا دلم دستم گیر
آن یار که عهد دوست داری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا و خوابی است
2.پل
من به دستان تو پل بستم به زیباتر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
از تو میخواهم خودت را مثل باران از بهار
از تو میخواهم قرار روز های بی قرار
هیچکس در من جنونم را به تو باور نکرد
هیچکس حال من دیوانه را بهتر نکرد
ای که از تو باز هم زلف پریشان خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من همانم که اگر مستم تویی در ساغرم
من از آنی که تو در من ساختی ویران ترم
من به دستان تو پل بستم به زیباتر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
آهنگساز
حسام
ناصری
شعر
احمد امیر خلیلی
متن آهنگ:
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
از تو میخواهم خودت را مثل باران از بهار
از تو میخواهم قرار روز های بی قرار
هیچکس در من جنونم را به تو باور نکرد
هیچکس حال من دیوانه را بهتر نکرد
ای که از تو باز هم زلف پریشان خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من برای شهر دلتنگی باران خواستم
من همانم که اگر مستم تویی در ساغرم
من از آنی که تو در من ساختی ویران ترم
من به دستان تو پل بستم به زیباتر شدن
از تو میخواهم از این هم با تو تنهاتر شدن
3. گیسوی باران
تویی تنها ولی زیبا
منم تنها ولی عاشق
در این باران تاریکی تویی تنها شب روشن
تو تنها چاره ام بودی میان بی قراری ها
تو تنها دلخوشی بودی برای زندگی کردن
کنار تو جهان کوچکم لبریز زیباییست
بدون تو ولی مانند هر پاییز غمگینم، غمگینم
نپرس اینکه چرا دور از تو من هر روز می میرم
برای امتحان دوری تو مرگ، تمرین است، تمرین است
شباهت های ما باران که می بارد تماشاییست
که تو گیسوی تر داری و من چشمان تر دارم
فراموشم نکن حتی اگر دوری یا نزدیکی
من از دلتنگی فردای تو امشب خبر دارم
کنار تو جهان کوچکم لبریز زیباییست
بدون تو ولی مانند هر پاییز غمگینم، غمگینم
نپرس اینکه چرا دور از تو من هر روز می میرم
برای امتحان دوری تو مرگ، تمرین است، تمرین است
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
امیرعلی سلیمانی
متن آهنگ:
منم تنها ولی عاشق
در این باران تاریکی تویی تنها شب روشن
تو تنها چاره ام بودی میان بی قراری ها
تو تنها دلخوشی بودی برای زندگی کردن
کنار تو جهان کوچکم لبریز زیباییست
بدون تو ولی مانند هر پاییز غمگینم، غمگینم
نپرس اینکه چرا دور از تو من هر روز می میرم
برای امتحان دوری تو مرگ، تمرین است، تمرین است
شباهت های ما باران که می بارد تماشاییست
که تو گیسوی تر داری و من چشمان تر دارم
فراموشم نکن حتی اگر دوری یا نزدیکی
من از دلتنگی فردای تو امشب خبر دارم
کنار تو جهان کوچکم لبریز زیباییست
بدون تو ولی مانند هر پاییز غمگینم، غمگینم
نپرس اینکه چرا دور از تو من هر روز می میرم
برای امتحان دوری تو مرگ، تمرین است، تمرین است
4.خیال خوش
تو آه منی اشتباه منی چگونه هنوز از تو میگویم
تو همسفر نیمه راه منی چگونه هنوز از تو میگویم
پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم
گناه منی بی گناه منی که بار غمت مانده بر دوشم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی
غریبه ترین آشنای توام که میکشدم این فراموشی
تمام منی ناتمام منی چه بغض بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
حسین غیاثی
متن آهنگ:
تو همسفر نیمه راه منی چگونه هنوز از تو میگویم
پناه منی تکیه گاه منی که زمزمه ات مانده در گوشم
گناه منی بی گناه منی که بار غمت مانده بر دوشم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
صدای توام پا به پای توام تو میبری ام رو به خاموشی
غریبه ترین آشنای توام که میکشدم این فراموشی
تمام منی ناتمام منی چه بغض بدی در گلو دارم
بیا و بگو فکر حال منی ببین که هنوز آرزو دارم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
بهانه ی من بغض خانه ی من گرفته دلم گریه میخواهم
خیال خوش عاشقانه ی من همیشه تویی آخرین راهم
5. مرا ببخش
مرا به خاطر دل شکسته ام ببخش
مرا که از ندیدن تو خسته ام ببخش
اگر به انتظار تو نشسته ام هنوز
به دیگری اگر که دل نبسته ام ببخش
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام
اگر تو را نبردم از یاد
ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته ام
به آرزوی رفته بر باد
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
سکوت قبل رفتنت نماندنت ندیدنت
مرا به این جنون کشیده
چه حسرتی است بر دلم که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
حسین
غیاثی
متن آهنگ:
مرا که از ندیدن تو خسته ام ببخش
اگر به انتظار تو نشسته ام هنوز
به دیگری اگر که دل نبسته ام ببخش
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام
اگر تو را نبردم از یاد
ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته ام
به آرزوی رفته بر باد
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
سکوت قبل رفتنت نماندنت ندیدنت
مرا به این جنون کشیده
چه حسرتی است بر دلم که از تمام بودنت
نبودنت به من رسیده
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمی گذاری
صدای قلب من چرا غمت نمیکُشد مرا
چرا هنوز ادامه داری
6.شیدا
ای خنده ی تو دورترین خاطره ی من دیدار تو نایاب ترین
منظره ی من
ای دوری تو نیمه ی تاریک جهانم دلتنگی تو آتش افتاده به
جانم
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی
شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال
تماشای تو باشم
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و
پرواز تو بودی
عشق آمد و آماده ی رنج سفرم کرد هر سو که دویدم به تو
نزدیکترم کرد
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
غلامرضا طریقی
متن آهنگ:
ای دوری تو نیمه ی تاریک جهانم دلتنگی تو آتش افتاده به جانم
بگذار که من تشنه ی دریای تو باشم مجنون تو و دیده ی شیدای تو باشم
بگذار پس از این همه دلتنگی و دوری چون آینه در حال تماشای تو باشم
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و پرواز تو بودی
عشق آمد و آماده ی رنج سفرم کرد هر سو که دویدم به تو نزدیکترم کرد
7. بی گناه
تو خنده ی دوری در یاد
تو قاصدکی دور از باد
من زخمیِ قبل از مردن
من ساکتِ قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد
عکسی که پر از رویا بود
در خاطره ای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم
از سینه ی دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
باید که شبی برسی به قرارم
ایمان منی به خدا نسپارم
می ترسم از این که زمان نگذارد
چون دسته گلی برسی به مزارم
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
آهنگساز
علیرضا افکاری
شعر
بامداد امینی
متن آهنگ:
تو قاصدکی دور از باد
من زخمیِ قبل از مردن
من ساکتِ قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد
عکسی که پر از رویا بود
در خاطره ای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم
از سینه ی دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
باید که شبی برسی به قرارم
ایمان منی به خدا نسپارم
می ترسم از این که زمان نگذارد
چون دسته گلی برسی به مزارم
آمده ام تو به دادِ دلم برسی
تو سکوت مرا بشِنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمیِ بی پر و بالِ رها شده ازقفسی
8.چشمهایش
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است
متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است
چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم
این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
سعید شیرازی، هوشنگ ابتحاج، شهریار
متن آهنگ:
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است
متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است
چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم
این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است
9.شوشتری
آهنگساز
حسام ناصری
بیکلام
10. مست عشق
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم
نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم
چه کنم دور زمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
چه خوشی عشق چه مستی
چو قدح بر کف دستی
خُنُک آنجا که نشستی
خُنُک آن دیده ی جان را
ز تو هر ذره جهانی
ز تو هر قطره چو جامی
چو ز تو یافت نشانی
چه کنم نام و نشان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
مرده بُدم مرده بُدم زنده شدم زنده شدم
گریه بُدم گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
ز همه خلق رمیدم
ز همه باز رهیدم
نه نهانم نه پدیدم
چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم
سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم
چه کنم تیر و کمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
مولانا
متن آهنگ:
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
نفسی یار شرابم
نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم
چه کنم دور زمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
چه خوشی عشق چه مستی
چو قدح بر کف دستی
خُنُک آنجا که نشستی
خُنُک آن دیده ی جان را
ز تو هر ذره جهانی
ز تو هر قطره چو جامی
چو ز تو یافت نشانی
چه کنم نام و نشان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
مرده بُدم مرده بُدم زنده شدم زنده شدم
گریه بُدم گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
ز همه خلق رمیدم
ز همه باز رهیدم
نه نهانم نه پدیدم
چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم
سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم
چه کنم تیر و کمان را
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
11. پرواز قوها
من اون شهر دورم که دریا نداره که بی تو غرو بم تماشا نداره
من اون شهر دورم پر از جای خالی پر از آرزوی یه جشن خیالی
چقدر فکر کردم به دلبستگی هام به یه خواب راحت واسه خستگی هام
با یه بالش پر پر از آرزوها چقدر فکر کردم به پرواز قوها
خدا رو چه دیدی شاید پر گرفتیم شاید خنده هامونو از سر گرفتیم
نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم شاید شب تموم شد خدا رو چه دیدی
خدا رو چه دیدی شاید جون گرفتم شاید دستتو زیر بارون گرفتم
تو شاید دوباره به دادم رسی دی شاید خنده برگشت خدا رو چه دیدی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته که دلتنگی راه نفس هاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم تو نیستی و راهی به جایی ندارم
چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت غمامو بغل کن شاید خنده برگشت
آهنگساز
علیرضا افتخاری
شعر
حسین غیاسی
متن آهنگ:
من اون شهر دورم پر از جای خالی پر از آرزوی یه جشن خیالی
چقدر فکر کردم به دلبستگی هام به یه خواب راحت واسه خستگی هام
با یه بالش پر پر از آرزوها چقدر فکر کردم به پرواز قوها
خدا رو چه دیدی شاید پر گرفتیم شاید خنده هامونو از سر گرفتیم
نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم شاید شب تموم شد خدا رو چه دیدی
خدا رو چه دیدی شاید جون گرفتم شاید دستتو زیر بارون گرفتم
تو شاید دوباره به دادم رسی دی شاید خنده برگشت خدا رو چه دیدی
من اون شهر دورم که بغضش شکسته که دلتنگی راه نفس هاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم تو نیستی و راهی به جایی ندارم
چقدر غم شمردیم چقدر دل سپردیم پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم
خوشی دورمون زد بلا دورمون گشت غمامو بغل کن شاید خنده برگشت
12.مدار صفر درجه
وقتی گریبان عدم، با دست خلقت میدرید
وقتی ابد چشم تو را، پیش از ازل میآفرید
من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا، از عمق چشمانم ربود
آغاز و ختم ماجرا، لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من، در مردمکهای تو بود
آهنگساز
فردین خلعتبری
شعر
افشین یداللهی
متن آهنگ:
وقتی ابد چشم تو را، پیش از ازل میآفرید
من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن، دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا، از عمق چشمانم ربود
آغاز و ختم ماجرا، لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من، در مردمکهای تو بود
13.بوی گیسو
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنا رویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بی دریغ آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرین مویی مرا دیوانه یاسمن بویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
آهنگساز
حسام
ناصری
شعر
واقف لاهوری
متن آهنگ:
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنا رویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بی دریغ آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرین مویی مرا دیوانه یاسمن بویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
14. عاشقانه نیست
شیرین من بمان مگر این روزگار تلخ
فرهاد خسته را به نگاهی امان دهد
در زلف شب گره بزن آن زلف مست را
شاید شبی به سوی تو راهی نشان دهد
حرفی بزن که عشق به هر واژه گل کند
ما را نصیب دیگری از این زمانه نیست
با من از عاشقانه ترین لحظه ها بخوان
حتی اگر هوای دلی عاشقانه نیست
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم
شاید شبی که می برد افسانه مرا
روزی برایم از تو نشانی بیاورد
شاید همین ترانه که بر دوش باد رفت
در جان خسته تاب و توانی بیاورد
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
اهورا ایمان
متن آهنگ:
فرهاد خسته را به نگاهی امان دهد
در زلف شب گره بزن آن زلف مست را
شاید شبی به سوی تو راهی نشان دهد
حرفی بزن که عشق به هر واژه گل کند
ما را نصیب دیگری از این زمانه نیست
با من از عاشقانه ترین لحظه ها بخوان
حتی اگر هوای دلی عاشقانه نیست
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم
شاید شبی که می برد افسانه مرا
روزی برایم از تو نشانی بیاورد
شاید همین ترانه که بر دوش باد رفت
در جان خسته تاب و توانی بیاورد
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم
با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم
15. روزگار غریب
روزگار غریبیست نازنین
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دوستت
دارم
دلت را میبویند دلت را میبویند مبادا شعله ای در آن نهان
باشد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست نازنین آن که بر در میکوبد
شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
به اندیشیدن خطر مکن
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
آهنگساز
حسام ناصری
شعر
احمد شاملو، حمید خلف بیگی
متن آهنگ:
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می بویندمبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام، به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
به اندیشیدن خطر مکن
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوع آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
نوازنده پیانو و سازهای الکترونیک
حسام ناصری
ویولن 1
سامان صمیمی
امین عطایی
امیر روزبه
شبنم کریمپور
ویولن 2
نگار فرجی
احمد محمدی
ایلیا ستاره
ویولا
طناز اسدالهی
نیکان اورنگ
ویولنسل
مسعود فیروزی
اردلان شناسا
گیتار باس
دارا دارایی
تار و سه تار
هومن مهدویان
ساز های کوبه ای
شایان ریاحی
زکریا یوسفی
ابوا
حسام صدفی
فلوت
آرتاشس گریگوریان
هورن
نرگس تقیپور
گروه کر پارسه
به سرپرستی طیب فقیه
سوپرانو
نیوشا جهانخواه پور
نگین یزدانی فرد
مریم قاسمی
منا قدومیزاده
آلتو
یلدا تاشک
نگین مهران
هلن جعفری
شکیلا مصطفوی نیا
تنور
یوسف موسوی
فرامرز عربشاهی
امیرحسین علیخانی
نوید ساقیزاده
فرزین فروتنی
باس
نریمان نادر
علیرضا پاکروان
پیمان ذاکر حقیقی
امیرحسین امامی
مجری طرح
محمدرضا حسینزاده
مدیر اجرایی
سیدعلیاصغر رضوی
مدیر مالی و پشتیبانی
مهدی بستانیان
کارگردان
وحید امینی
طراحی و مهندسی صدا
آرش پاکزاد
طراحی معماری
امیرحسین اشعری
طراح صحنه
مهدی مقدم
وحید امینی
طراحی ویژوال و ویدیو مپینگ
مهدی مقدم
طراح نور
علیرضا نصرتی
طراح و مدیر هنری بصری
مصطفی خادم صادق
گرافیک هویت دیداری
استدیو خادم صادق و همکاران
طراح گریم
میثم قراگزلو
کارگردان تلوزیونی
آرشام هوشیاری
کارگردان مستند
مصطفی حاجی قاسمی
مدیر فنی صدا
حامد بیک
مدیر تولید
مهیار حسینزاده
مدیر روابط عمومی
نغمه دانش آشتیانی
ناظر عالی اجرای سازه
موسی کلهری
طراحی صنعتی و ساخت سازه
سازه گستر مدحت
مدیر اجرای دکور و جایگاه مخاطبان
ابراهیم لطفی
اجرای دکور
محمد پناهی
اجرای سازههای محیطی
میثم شهبازی
فرشید سرلک
اجرای ویدیو مپینگ
خشایار نشوی
اجرای نور
آرش طاهری
اجرای ویدیووال
مهدی صالحی
گروه تصویر برداری
علیرضا نادری
سعید جراح
وحید اجرلو
سهیل معصومی
عماد مهرپویا
گروه مهندسی فنی تصویر
محمد میرفتاح
علی داوری
علی مهرپرور
مهدی حسینی
محمد علی آقامیری
گروه صدا
علی حیدری
بهرام مهمان دوست
حسین توحیدی
فرزان روزبهانی
حمید شفیعیه
گروه دکور
علیرضا قدرتی
فیروز پیرمحمدی
محسن سلیمی پور
صفر نیکوئی
اسماعیل جنت آبادی
رسول بنیئی
گروه ویدیو مپینگ
محمد رحیمی
عرفان علایی
مهبد توسلی
علی مقدم
ابوالفضل کاشفی
علیرضا کاشفی
ابوذر کاشفی
گروه نور
ایمان حیدری
امیر ملکزاده
مصطفی احدپور
سیامک منصوری فرد
پوریا محسنی
امیرحسین سیر
دانیال شورج
امیر پیران
پوریا طالبی
گروه ویدیووال
امیرحسین نورعلی
دادمهر میرعالی
مسعود قائمی
محمدامین اسفندیار
گروه مستند
مریم الهامیان
ابراهیم آذرخشی
مسلم گودرزی
حسن سیدی پریشان
مهراد امین
گروه تولید
سیاوش صالحی
شهرام حسین زاده
علی نودهی
دستیاران کارگردان
عرفان بابایی
محسن رضاییان
دستیار روابط عمومی
مریم قربانینیا
مدیر تبلیغات
وحید لشکری
آژانس هنری چارت
محتوای تصویری و تبلیغات
هانیه نقوی
علی حصاری
محمدرضا چراغی
حسن کوچکی
عکاس
مهدی نقاش زاده
فتاح ذی نوری
عکاس صحنه
سمیرا معصومیان
نوید نوروزی
موسسه فرهنگی هنری شهر آفتاب
مجتبی خباز
علیرضا عمادی
فریبا گودرزی
مهرداد عباسی
سارا سیری
صدف زارع
فاطمه عباسی
محمدباقر شهابی
مجید عسکری
رامین شعبانی
فرشید نیک منش
مهدی نوبخت
مجتبی جهاندیده
خانه تولید اثر
مریم سعیدیان
مریم معین
نفیسه کیارستمی
سعید قنبری
منیژه احمدی
مهسا جورابدوزان
لیلا ذولعلی
وسیم جوانمرد
ایران تیک
محمدسامان بابائی
محسن باقری
احسان شاکریپور
مهدی ربیع
علی زمانی
سعید سلیمی
امیرمحمد دولت آبادی
شهرزاد رحیمی
مونا کاشی
پارمیدا طاهری
مهدیه سراجی
محمد احمدی
میلاد محمدی
نیوشا جولانی
مدیر تشریفات
بابک بیات
مهندسی ارتباطات شبکه
محسن ملتمسی
وب سایت و بروشور الکترونیک
شرکت آدرین
ارتباط
برنامه ریز
آیدا افتخاری
مدیر ارکستر
مهسا نعمت
مدیر صحنه
سمانه عامری
دستیار صحنه
درسا افشین
با سپاس از
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وزارت کشور
استانداری فارس
شورای تامین استان فارس
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس
دفتر موسیقی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی
فرماندهی انتظامی استان فارس
مدیران و کارکنان محترم سالن آمفی تئاتر سعدی